قسمت ۱قسمت 1
۷٫۲هیلدا، یک مزدور، ماموریتی را برای خلاص شدن از شر چند گابلین بر عهده میگیرد. او که گرگی تنهاست، به تنهایی و تنها با کمان پولادیاش، انبوهی از گابلینها را از بین میبرد. پس از نبرد، او متوجه در بزرگی میشود که از آن عبور میکند و خود را در یک رستوران عجیب به نام رستوران غربی نکویا مییابد. آلتا یک روز دیگر از کار خود را در رستورانی به دنیای دیگر به پایان میرساند. پس از دریافت هدیهای از استاد، به خانه سارا، جایی که قبلاً بوده است، بازمیگردد. به عنوان خدمتکار خانگی کار میکند. در آنجا، او سارا را میبیند که از تحقیقاتش خسته و بیهوش پشت میزش به خواب رفته است. آلتا به این فکر میکند که برای تشکر از او چه کاری میتواند انجام دهد...












